پادشاهی از خاندان داود

شاخه ای از تنۀ درخت خانوادۀ یسی جوانه می زند و از ریشۀ آن نهالی نمو می کند. روح خداوند که روح حکمت و دانش، روح مشورت و قدرت و روح معرفت و ترس از خداوند است، بر او قرار می گیرد. تمام خوشی او ترس و اطاعت از خداوند می باشد. او مطابق آنچه که چشمش می بیند و گوشش می شنود داوری نمی کند. بلکه بر اساس عدالت به داد مردمان فقیر و حلیم می رسد و اشخاص شریر را که بر آن ها ظلم می کنند، جزا می دهد و با انصاف و راستی حکومت می نماید. در دوران حکومت او گرگ با بره زندگی می کند، پلنگ در کنار بزغاله می خوابد، گوساله با شیر قدم می زند و طفل کوچکی آن ها را می راند. گاو و خرس یکجا می چرند، جوجه های شان در کنار هم می خوابند و شیر مثل گاو علف می خورد. طفل شیرخوار در غار مار بازی می کند، طفلی که از شیر جدا شده باشد دست خود را در لانۀ اژدها می برد. در کوه مقدس خدا به هیچ کسی ضرر و صدمه ای نمی رسد، زیرا همان طوریکه بحر از آب پُر است، روی زمین هم پُر از معرفت خداوند می شود. روزی می آید که پادشاه نو ظهوری از خاندان یسی عَلَمی برای تمام قوم ها خواهد بود. مردم به شهر پُرشکوه او جمع می شوند و او را تجلیل می کنند. در آن روز خداوند بار دیگر دست خود را دراز می کند و باقیماندۀ قوم برگزیدۀ خود را از کشورهای آشور، مصر، سودان، حبشه، عیلام، بابل، شِنعار، حمات و سواحل و جزیره ها باز می آورد. او عَلَمی را در بین قوم ها بر می افرازد و پراگنده شدگان اسرائیل و یهودا را از هر گوشه و کنار روی زمین جمع می کند. کینه و دشمنی که بین اسرائیل و یهودا بود از بین می رود و جنگ و خصومت بین آندو وجود نمی داشته باشد، بلکه هر دو متفق شده بر فلسطینی ها که در غرب هستند حمله می برند، مال و دارائی مردمانی را که در شرق زندگی می کنند به تاراج می برند، مردم ادوم و موآب را مغلوب می کنند و عمونیان را مُطیع خود می سازند. خداوند خلیج دریای مصر را خشک می سازد و دست خود را بر دریای فرات دراز کرده با باد سوزان آنرا به هفت جویبار تقسیم می کند.برای بازماندگان قوم او در آشور شاهراهی خواهند بود تا آن ها مثل اجداد خود که از مصر خارج شدند، به وطن خود برگردند.

/ 0 نظر / 14 بازدید