چرندیات شخصی (۱)

یه دختری هست که حس می‌کنم خیلی دوسش دارم ولی به نظر خیلی دختر خوبی نمی‌اد. یعنی با پسرا خیلی صمیمیه. وقتی نزدیکم میشه یا یه جایی میرم که اونم هست خیلی می‌ترسم. انگار اینم عقده‌ی مادره. فقط می‌خوام تو چشاش نگاه کنم. وقتی صداشو می‌شنوم که یه پسری جوابشو می‌ده اعصابم خورد می‌شه. ایکاش مال من بود. شایدم اینجوری بهتره. گفتم که دختر خوبی (به اون معنی‌ای که گفتم) نیست. نمی‌خوام زیاد بهش فکر کنم. خدا خودش به خیر کنه.

/ 0 نظر / 6 بازدید